خرید بک لینک

 
حدود دو هزار و پانصد چهل سال پیش، ایران نخستین جنگ رسمی و نامتقارن تاریخ را كلید زد. امروزه فرض میشود که جنگ نامتقارن بیشتر برای مقابله با نیروهای قوی‎تر و از لحاظ تکنولوژیکی برجسته‎تر صورت می‎گیرد. اما وقتیکه شما همسایه افغانستان، این قوم ایرانی الاصل دلیر قرار بگیرید مجبور خواهید بود جنگ نامتقارن را بیاموزید.
افغانها که در تاریخ از آنها به نام تورانیان نیز یاد شده است از اقوام ایرانی با قدمتی همدوره پیشدادیان و از لحاظ نژادی از نژاد تلفیق شده قفقازی‎سان و زرد بوده است. به شكلی که در سرزمینهای موسوم به سگستان باستان و زابل و هرات و خجند و كروپالاس حتا تا كشمیر و از آن سوی تا داهستان و تاجیكستان، قلمرو تاخت و تاز این مردم كوچنده بوده است.
افغانها مردمی دلیر و سخت زی هستند که به جز تولید مواد مخدر، به كنیه توزی و جنگجویی نیز شهره‎اند. اما آنچه بایسته گشودن این جستار است، تلفیق دو نژاد قفقازی سان و نژاد زرد می‎باشد. این نژاد را با نام تورانیسان میشناسیم و اینک در گستره شمال و شمال شرق افغانستان زندگی می‎کنند. مردمی که زشت خویی و كینه‎توزی نژاد زرد و سخت كوشی و هوش نژاد آریایی یا همان قفقازی سان را دارا می‎باشند.
از آنجا که این جستار به جنگ نامتقارن مربوط میشود و نخستین جنگ نامتقارن یک ارتش بزرگ با اقوام كوچنده و ياغی‎های افغان روی داده است روا دانستم که کمی در مورد پیشینه و خاستگاه این اقوام سرزمین افغانستان توضیح داده باشم.
حدود دو هزار و پانصد و چهل سال پیش مردمی که در شهرهای بزرگ و متمدن زابلستان و پیرامون سگستان زندگی می‎کردند از تازش قومی دد و مخوف و كوچنده یاد می‎كردند که به دام و دامان و داراک و خان و كنام ایشان دست درازی کرده و چون بادی که بگریزد ز شهر،ناپدید می‎شوند.
این اتفاقات که موجب شد آخیاک ارشد سگستان و سپهسالار ایران به فکر چاره‎ای بيفتند. چاره این بود، از آنجا که نمی‎شود به باد مشت كوبید یا بایست بادبان شد یا چون طوفان بود و آن باد را هناینده شد و شکست.
چنین شد که شهریار ایران فرمان نخستین جنگ نامتقارن را صادر نمود.
در پشت مرزهای ایران (بخش غربی افغانستان امروزی) و در رستنگاه نخستین آثار فلات تبت جنگی بزرگ در انتظار زاده شدن بود. جنگی که تا به آن روز هرگز روی نداده بود. جنگی که در آن دو سپاه روبروی هم قرار نمی‎گرفتند. جنگی که بایست از فراز كوه‎ها تا ژرفنای دره‎ها پیش میرفت و دشمن، بیگانه نبود. تنی چند از همتباران و هم نژادان ما بودند که راه و روشی دگر را برای زیستن برگزیده بودند و البته همزیستی و زادآوری آنان با نژاد زرد نیز موجب تغییر رفتارها و تغییر عادات ناشایست در میان آنان شده بود.
آریانا آبستن جنگ
نیروهای امپراتوری بزرگ ایران اینبار نمی‎توانست از سنگبادها (منجنیق) و ارابه‎هایش سود ببرد. گفته میشود که قاطر نخستین بار برای این جنگ پرورش یافته است. اما نه بنده و نه دیگر تاریخ دانان و مورخین در این مورد اتفاق نظر نداریم با این حال احتمال زیادی دارد که قاطر نخستین بار برای این جنگ پرورش یافته باشد. زیرا در نبرد مصر و نبرد با تازیان و ... نیاز به چنین چارپایی نبوده است اما از آن پس و در جنگ با یونانیان بربر، در جابجایی‎ها در تنگه داردانل و حتا نیروهای پشتیبان نبرد ترموپیل از قاطر نیز استفاده شده است.
به هر روی این چهار پا جایگزین اسپهای توانمند سیستانی و اسپهای تیزتک اسپاتانا و اسپهای شجاع كارامیسین شدند. در آن جنگ آخیاک و سپهسالار و شهریار ایران ورزک‎های (نقشه) تازه‎ای را به کار بستند و در مورد آن با ساتراپ سرزمین خجند و ... به سگالش (مشورت) نشستند.
جنگ نامتقارن شروع شد
ساتراپ‎های سیستان و خجند که تجربیاتی در زمینه تعقیب و گریز و جنگهای پراكنده آن اقوام تازشگر داشتند روا دانستند به کمک مام میهن شتافته و مردم ایرانشهر را برای همیشه از گزند این قوم شجاع اما تازشگر و نامهربان و خونریز آسوده سازند. طرح دوم پس از پیروزی ساخت دیوارهای بزرگ گرداگرد شهر [ارگ] و کندک [خندق] بود؛ این کار در نبرد با ازبكهای بربر چاره‎گره افتاده بود اما در برابر آن قوم تازه سربرآورده از دل تاریخ چاره‎گر نبود. چرا که آنان از فراز كوه‎ها و ژرفنای دره‎ها گذشته و از سخت‎ترین راه‎ها برای آسیب‎زدن به مردم و شهرهای ایران و دزدی و چپاول، گذر می‎كردند.
از راه‎کنشهای آن بربرها فرو ریختن سنگها بر سر سپاه ایران و یورشهای شبانه بود که با این چاره‎جویی و روش جنگ نوین دیگر كارگر نمی‎افتاد. هوش سرشار ایرانی با شناسایی و سخت کردن گذرگاه‎های و تقسیم نیروهایش در كوهستان و مناطق استراتژیک توانست مهاجمان را غالفگیر کند. آن پابرهنه‎ها که تنها شجاعت و تیر و کمان و شمشیر‎های کوتاه داشتند نمی‎توانستند در زمین خودشان با سربازان ایران بجنگند. زیرا که برای آن جنگ از سربازان سین‎دژ [سنندج امروزی] که عادت به كوهنوردی و نبرد در مناطق مرتفع داشتند. سربازان هیركانیا [گرگان] که توانمند و دلیر بودند و ... استفاده شد. یعنی سپهسالار ایران بسته به نیاز و اینكه در کدام مناطق باید با دشمن روبرو شده و آنها را غافلگیر کند از ابزارهای مناسب استفاده کرد. طرح استتار در پشت سنگها و استفاده از قاطر برای بردن آذوقه سربازان به مناطق و معابر سخت گذر؛ استفاده نکردن از سلاح‎های همیشگی،استفاده از كمند اندازان و گرزداران، فروریختن و خراب کردن راه‎های برگشت برای دشمن و ... توانست برای چندین دهه شر این قوم را از سر مردم ایرانشهر و افغانستان امروزی کم کند.
هر چند که مستندات و ... تاریخی در این باره زیاد نیستند. اما با كنكاش در آثار مورخین شریف و نازنین و پاكدست ارمنستان و آنچه در این دو سده به دست آمده است و همچنین تحقیقات و نوشته‎های گزنفون و همچنین محققان آلمانی و روس و محققان گرانمایه ایرانی و افغان میشود به این نتیجه رسید که جنگ یاد شده جنگی غیر متعارف در روزگار خود بوده است. جنگی که امروزه ما روشهای دفاع و حمله‎های برق آسای جنگ نا متقارن می‎خوانیم.
اصولن افغانها فقط دوبار در جنگها شكست خورده‎اند؛ آنهم در همین جنگ و ده‎ها قرن بعد هم در برابر نادرشاه بزرگ بوده است. در واقع هر وقت که یک ارتش دست به جنگ نامتقارن در برابر اقوام جنگجوی شمال شرق افغانستان زده پیروز شده است. اما در غیر این صورت حتا با هایند و تی 72 و فراگفوت و بلک هاوک و آپاچی و ام 1 و ... نمی‎شود از پس جنگجویانی که به طور غریزی جنگ نامتقارن می‎كنند بر آمد.
سخن آخر
شاید برخی دوستان بگویند که در این صورت باید نام اقوام افغان را به عنوان بنیانگزاران جنگ نامتقارن ثبت کرد. اما اینطور نیست زیرا که ما داریم از یک ارتش سخن می‏گوییم نه قومی که قصد قتل و غارت چپاول دارد. اقوام بدوی افغان به صورت هوشمند و راهكنشی دست به این نوع جنگ نمی‎زدند بلكه بر حسب غریزه و شیوه زندگی و كوه نشین بودن و كوچنده بودنشان چنین می‎کرده‎اند. در حالیکه ایرانیان به شکل هوشمندانه و هدفمند با آن به مقابله برخاستند.

برچسب: ایران,ایران بنیانگذار جنگهای نامتقارن,بنیانگذار,جنگ,جنگهای نامتقارن,نامتقارن, نویسنده: قوچاقی تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1392 ساعت: 3:38

صفحه بندی