آشنایی با انواع جنگ افزارها

ساعت: 1735
موقعیت : در یای عمان فرماندهی ناوگان پنجم ایالات متحده
آدمیرال جان ویلیام میلر فرمانده ناوگان پنجم ایالات متحده در قسمت عملیات ناو یو اس اس مونت ویتنی به صندلی چرمی خود تکیه داده. دقایقی پیش آجودان شخصی او در معیت یک گروه کوچک اما نخبه از تفنگداران دریایی با یک قایق گشت ساحلی روانه ناو یو اس اس جیمز ویلیامز شده اند. پیام داخل جعبه تیتانیومی به رمز نوشته شده: آلفا-اسکار-9-براوو ... 35 موشک کروز از پرتاب گر های عمودی مارک 41 شلیک می شوند. موشکهای نا شناخته نمونه ای اصلاح شده از موشکهای معروف تاماهاوک هستند که برای کاهش شدید سطح مقطع راداری در برابر نگاه روبرو تغییر داده شده اند. 20 موشک کروز صفیر کشان در ارتفاع 15 متری سطح آب به سمت اهدافی در جزیره کیش و بندر عباس روانه هستند.
بر خلاف حملات معمول ایالات متحده اینبار هدف موج اول بجای مراکز فرماندهی و ارتباطی، ورودی سیلوهای زیر زمینی موشکها، سایتهای پدافندی ثابت در حال کشیک و ایستگاههای راداری ثابت هستند. هدف از این نوع حمله تقلیل توان "پاسخ اول" ایران به "حداقل قابل دفاع است". در صورتی که سایتهای پاسخ اولیه که بدون هیچ دستوری قادر به شلیک موشکهای خود در شرایط حساس هستند در موج "صفر" حمله مورد اثابت قرار گیرند و سپس در موج اول حمله توان فرماندهی/ارتباطی نیروهای ایرانی با جنگ افزارهای سخت و سایبری مورد حمله قرار گیرد، احتمال بالایی وجود دارد که ایرانی ها نتوانند دپوهای عظیم موشک و قایق های تند رو خود را به درستی مدیریت کنند و نیروهای مهاجم در طول فاز های بعدی نبرد قادر به دفاع از خود در برابر تعداد زیادی حملات پراکنده با تعداد مهاجم کمتر باشند.
هندسه خاص موشکهای کروز شلیک شده از ناو یو اس اس جیمز ویلیامز و مواد جاذب امواج به کار رفته در آنها امکان هشدار زود هنگام را از سیستمهای ایرانی سلب کرده است. اما با نزدیک شدن موشکها، در پانزده کیلومتری ساحل جزیره کیش پست راداری کاستا 2KE2 که از امواج متریک برای کشف اهداف استفاده می کند و در برابر هندسه های رادار گریز مصون است، نُه هدف نزدیک شونده با سرعت بالا در ارتفاع 15 متری سطح آب را شناسایی می کند. کمتر از 35 ثانیه برای واکنش دادن باقی مانده، سیستمهای موشکی تور ام1 حتی اگر زمان کافی داشتند قادر به درگیری با این تعداد هدف با این سطح مقطع راداری کم نخواهند بود. اما فرمانده گردان پدافندی مستقر در کیش بلافاصله مشغول به کار شده، او راه حلی کار آمد تر از تور-ام-1 برای چنین مواقعی دارد.

-شلیک تام هاوک
تهدید
این سناریوی تخیلی نمونه ایست که به خوبی حساسیت سرنوشت یک نبرد بزرگ به یک نقطه ضعف کوچک را نشان میدهد. در نبردهای قرن بیست و یکم، یکبار غافلگیر شدن، یکبار امکان ضربه زدن برای تعیین سرنوشت یک نبرد کافی خواهد بود. چنین حساسیتی گهگاه نیروهای مدافع را نیازمند یک جان پناه می سازد. شاید چیزی در حد یک کانال نیم پر از آب که با خیز رفتن در آن بتوان از شر باران ترکش و گلوله جان سالم بدر برد. سنگری که بجای اولویت بندی و آنالیز اهداف و تطابق آنها با سلاحهای دفاعی و سپس تصمیم گیری، تنها جان مدافع را نجات دهد، البته در برابر سلاحهای هوشمند و دقیق امروزی این سنگر باید سنگری آتشین باشد.
حملات حجیم نیروهای ائتلاف غربی بر ضد مواضع ایرانی به دو طریق قابل پیشبینی است، نخست با استفاده از بارنی از موشکهای کروز زمین یا در یا پایه، مانند موشکهای کروز تاماهاوک و یا استفاده از مهماتهای کم حجم مانند بمبهای سقوط آزاد GBU-39. با توجه به حجم و وزن بالای موشکهای کروز مثل موشکهای اسلم-ER یا موشکهای جی سو و ظرفیت محدود قابل حمل این موشکها برای جنگنده ها استفاده از این نوع سلاحها در حملات حجیم بعید بنظر می رسد . علاوه بر این با در نظر گرفتن اینکه بمبهای GBU-39 برای رسیدن به برد موثر خود نیاز به دستیابی به ارتفاع 18 کیلومتری سطح زمین دارند و در این ارتفاع حتی جنگنده های پنهانکار مثل F-22 رپتور برای رادارهای باند متریک مانند رادار نبو قابل تشخیص هستند، به نظر می رسد انتخاب موشکهای کروز برای حملات غافلگیر کننده فاز صفر انتخاب معقولتری باشد.

-حجم بالای GBU-39 قابل حمل روی جنگنده های F-22
در برابر حملات حجیم مفاهیم امروزی نبرد پاسخگو نیستند و باید فراتر از زمان عمل کرد. مفاهیم تعریف شده برای سلاحهای غربی به صراحت دفاع در برابر حملات حجیم را به حملات تلافی جویانه کوبنده، حتی با سلاحهای اتمی وا می گذارند. به طوری که برای مثال در متن قانون سپر موشکی ایالات متحده، این سپر تنها در برابر حملات کم حجم بالستیک مسئول دفاع شناخته می شود. حقیقت اینست که تهاجم فرایندی به مراتب سبک تر و ساه تر از دفاع است، حتی با فرض قدرت تکنولوژیک برابر میزان محاسبات و حجم کاری سیستم مدافع چندین برابر خواهد بود.
تفکر دفاعی:
استراتژی روسها و چینی ها در برابر حمله های حجیم تا حدود زیادی متاثر از تفکر امریکائیست. البته تهدید موجود در برابر امریکایی ها بر خلاف روسها یا چینی ها بیشتر معطوف موشکهای بالستیک است. روسها با معرفی پنتسایر اس1 و چینی ها با معرفی دهها سلاح از جمله سیستم توپخانه ای-موشکی FD-2000 (نمونه ارتقا یافته سیستم دفاع ضد کروز دریاپایه Goal Keeper انگلیسی)، اثبات کرده اند که برای مقابله با تهدیدات پر حجم به دنبال کاهش زمان آماده سازی-درگیری و افزایش تعداد سیستمهای دقیق خود هستند. البته چینی ها و روسها با اتخاذ این روش از انهدام حداقل بخشی از مهاجمان اطمینان خواهند داشت اما هنوز مشکل اصلی باقیست، این روش یک سقف مشخص برای دفاع دارد.

-سیستم FD-2000 چینی
مفهوم ایرانی- کره ای اما به مراتب جالب تر به نظر می رسد. در این مفهوم "تقریبا" با حذف دقت در درگیری سعی می گردد با استفاده از یک دیوار آتش متراکم و هدفمند حمله مهاجم با هر حجمی شکست داده شود. سابقه دیوار آتش به جنگ جهانی دوم و آتشبارهای سنگین فلاک-88 آلمان باز می گردد. تجربه در خلال سالهای متمادی نشان داده است که یک دیوار آتش متراکم می تواند مدافع قابل اعتمادی باشد. البته دیوارهای آتش محدودیتهای خاص خود را داریند که از جمله انها می توان به سختی هماهنگی بین یگانهای توپخانه ای، زمان عکس العمل بسیار طولانی، انعطاف پذیری نزدیک به صفر و البته محدودیتهای مربوط به آتشبارهای توپخانه ای مثل برد یا ارتفاع کم درگیری اشاره نمود

-بمب افکن آمریکایی طعمه دیوار آتش آلمانی می شود، انفجار گلوله ها در پشت صحنه مشهود است
در تفکر ایرانی- کره ای با اتوماتیک سازی آتشبارهای توپخانه ای و اتصال آنها به یک واحد کنترلی سعی می شود در حداقل زمان ممکن یک محدوده تقریبی از سمت حمله تشخیص داده شده و دیوار آتش (بر خلاف روش درگیری های سنتی که دقیقا بر بالای هدف تشکیل می شد) در سمت تهدید و در یک محیط کوچکتر و هدفمند تر تشکیل داده شود. با استفاده از این روش مادامی که دیوار آتش با تراکم مناسب حفظ شود تقریبا می توان اطمینان داشت که از ناحیه مورد حفاظت حمله موفقی صورت نخواهد پذیرفت. از جمله مزیت های دیگر این استراتژی حذف حلقه رهگیری و جایگزینی "کنترل" به جای آنست. در صورت فراهم بودن تعداد کافی آتشبارها یک واحد راداری می تواند با تعیین چند سمت خاص به تشکیل دیوارهای آتش بپردازد و بلافاصله توان خود را دوباه معطوف کنترل صحنه نبرد سازد. حذف بار رهگیری و نیاز به تمرکز از واحد کنترل آتش این امکان را به واحد فرماندهی می دهد که با مدیریت درست آتشبارها در برابر حملات حجیم پیچیده مانند حملات متوالی یا موازی به دفاع بپر دازد.

-حفاظت سایتهای توپخانه ای از یک سایت موشکی در نزدیکی پیونگ یانگ
مهمترین تفاوت تفکر ایرانی و کره ای را می توان در پول نفت دانست. در حالی که نیروهای ایرانی با استفاده از ثروت نفتی خود اقدام به طراحی، ساخت و به کار گیری تجهیزات نوین کرد اند، کره ای ها عمدتا با ترکیب سیستمهای قدیمی و ارتقای سیستمهای موجود اقدام به برپا سازی سیستمهای توپخانه ای کرده اند. از جمله سیستمهای قابل توجه کره ای می توان یه سیستم اتوماتیک شده آتشبارهای ZPU-4 اشاره نمود که با رادارهای باند C/X مدل MR-104 متعلق به قایق های موشک انداز کلاس اوزا تجهیز شده اند.آتشبار ZPU-4 با کالیبر 14.7 میلیمتری برد موثری معادل 1.5 کیلومتر دارد. هرچند کالیبر این آتشبار نسبت به آتشبارهای معمول پدافندی کوچکتر است اما نباید فراموش کرد که هدف این آتشبارها اهداف متراکمی مانند موشکهای کروز هستند. اصابت یک گلوله 14.7 میلیمتری، به هر نقطه از موشک از باله های کنترلی تا موتور، قسمت هدایت، یا سر جنگی برای نا کام گذاشتن موشک در دستیابی به هدف کفایت می کند. نقطه اتکا اتشبارهای ZPU-4 نواخت 3200 گلوله ای این آتش بارها می باشد. نکته جالب توجه این ترکیب البته انتخاب سیستم راداری MR-104 است که پیش از این در قایق های موشک انداز کلاس اوزا مورد استفاده قرار میگرفت، این سیستم دارای بردی معادل 14 کیلومتر است واز قابلیت حساس TWS برخوردار می باشد. حالت TWS امکان تعیین مسیر هدف و در نتیجه هدفگیری دقیق تر دیوار آتش را برای واحد کنترل آتش فراهم میسازد.

-مجموعه اتوماتیک شده ZPU-4 به همراه رادار MR-104
ادامه دارد ....
================
در ایران
برچسب: سنگر آتشین , دفاع در برابر حملات حجیم,
نویسنده: قوچاقی
تجهیزات مورد استفاده در ایران اما با توجه به تهدید جدی موشکهای کروز از سمت خلیج فارس و دریای عمان و همچنین موشکهای کروز هوا پرتاب بسیار قابل توجه تر است. نکته اولی که در مورد پدافند دفاع هوایی در ایران باید دانست اینست که در بر خورد با ایران باید از سلاحها فراتر رفت و وارد یک سیستم فکری شد. بدین معنا که بر خلاف عرف معمول جهان که یک سیستم جامع با یک آتشبار، مرکز فرماندهی و سیستم هدایت/راداری مشخص بررسی میشود در ایران باید به مجموع قابلیت ها و احتمالات پرداخت. در ایران دیده شدن یک سیستم راداری با یک نوع آتشبار لزوما به معنای ورود به خدمت یک سیستم با آن آتشبار و رادار نیست، بلکه نشانگر تواناهماهنگی و مناسب بودن ویژگی های این دوسیستم برای یکدیگر است.
با این مفهوم زرادخانه ایران بسیار قابل توجه تر می شود. صنایع الکترونیک ایران طی سالهای گذشته نمونه هایی از رادارهای هشدار و درگیری ارتفاع پائین شامل رادارهای بیهنه سازی شده اسکای گارد، رادار آرایه فازی مصباح و همچنین نمونه ای بسیار تغییر یافته از رادار تایپ 90 چینی با نام سماوات به تولید رسانده است. از طرفی آتشبارهای توپخانه ای نیز قابل توجه هستند. این آتشبارها از کالیبرهای پائین مانند ZPU-4، تا توپهای معروف 23 میلی متری ZSU و 35 میلیمتری اورلیکن تا آتشبارهای 100 میلی متری KS-9 یک زرادخانه جامع برای ایرانی ها فراهم کرده اند، هر چند باید توجه داشت با افزایش کالیبر و کاهش نرخ آتش و در نتیجه کاهش قابلیت حیاتی تراکم دیوار آتش استفاده از کالیبر های بالا مثل 57 یا 100 میلیمتری در دیوارهای آتش (حتی در صورت موازی سازی آتشبارها) غیر محتمل است.
سیستمهای عمده کنترل آتش در ایران رادارهای مصباح و نمونه های ارتقا یافته اسکای گارد هستند که عمده توان هشدار اولیه خود را از رادارهای باند متریک کاستا و به احتمال بالا تایب-120 چینی با انتنهای مرتفع 12 تا 14 متری می گیرند. رادارهای اسکای گارد در دوران جنگ 8 ساله ایران توانایی ارتفاع پائین خود را به اثبات رسانده اند و با درگیری و انهدام جنگنده هایی چون میراژ اف-1 (که جثه ای تقریبا مشابه موشک تاماهاوک دارد) دقت خود را برای درگیری با موشکهای کروز به اثبات رسانده اند.

-رادار سماوات

-سیستم کنترل آتش سامانه 100 میلی متری سعیر (قابلیت موازی سازی آتشبارها مشخص است)
نکته جالب در سیستمهای ایرانی نحوه بکار گیری این آتشبارهاست. تصاویر نشان داده شده از رزمایشهای پدافندی به وضوح حرکت هماهنگ و شلیک همزمان آتشبارهای 23 میلی متری را نشان میدهد که علی رغم حضور خدمه در آتشبار (مانند آتشبارهای 35 میلی متری اورلیکن) نشاندهنده اتوماتیک سازی قبضه های 23 میلیمتری می باشد. البته قبلا هم در مواردی مانند پروژه مصباح (به همخوانی قابل توجه اسم با رادار مصباح توجه فرمائید) یا پروژه هایی برای بکارگیری توپ های 23 میلی متری روی نفر بر های زرهی برای درگیری با اهداف زمین و یا آتشبارهای مستقل دارای هدایت اپتیکی، نمونه های اوتوماتیک 23 میلیمتری در ایران مشاهده گردیده بود، اما نکته قابل توجه این تصاویر آنست که از این به بعد برای هر نوع آتشبار 23 میلیمتری، "پتانسیل اتوماتیک بودن" را فراهم میسازد.


-گردش و شلیک هماهنگ توپهای 23 میلیمتری
نکته قابل توجه دیگر استفاده همزمان از آتشبارهای سنگین 100 میلیمتری یا آتشبارهای موشکی در کنار توپهای 23 یا 35 میلی متری است. هدف این ترکیب به نظر اضافه سازی المان درگیری دقیق به مفاهیم دیوار آتش در مقابله با حملات حجیم میباشد. در این ترکیب احتمالا علاوه بر تشکیل دیوار آتش برای مقابله با حملات حجیم آتشبارهای سنگین 100 میلی متری یا آتشبارهای موشکی به درگیری دقیق با اهداف قبل از رسیدن آنها به دیوار آتش می پردازد. در نظر گرفتن مفهوم درگیری دقیق امکان سوئیچ سریع بین اهداف موازی/متوالی و حذف خطر تاکتیک جلب آتش (Drawing Fire) توسط یک گروه کوچک پیشتاز از موشکهای کروز حریف را فراهم میسازد.
برای اجرای رهگیری دقیق تقریبا از تمام آتشبارهای موشکی در حال خدمت در ایران بجز موشکهای اس200 و HQ-2، در کنار آتشبارهای 100 میلیمتری اوتو ماتیک سعیر/KS-19 می توان استفاده نمود. از جمله گزینه های جالب ایران برای درگیری دقیق می توان به موشکهای FM-80/شهاب ثاقب اشاره نمود. این سیستم با برد 8 تا 12 کیلومتر (بسته به هدف)، توان درگیری ارتفاع پائین نا مناسب و تحرک پذیری کم تا اوایل دهه 80 یک وزنه اضافی برای نیروهای پدافند هوایی محسوب میشد و حتی برای مدتی از خدمت کنار گذاشته شد. اما با شدت گرفتن تهدید موشکهای کروز، و الزام حذف نیروی هوایی از حلقه های دفاعی در برابر موشکهای کروز این سیستم به عنوان پدافند استراتژیک دوباره وارد خدمت شد. اطلاعات رسمی منتشر شده در سال 82 در جریان یک نمایشگاهی و نیز تصاویر منتشر شده جدید از یکپارچه سازی سیستم FM-80 با رادارهای اسکای گارد حکایت دارد که توانایی این سیستم موشکی را برای درگیری در ارتفاع پائین بسیار بهبود می بخشد.